شرح و تفسیر اشعار
جمعه 30 خرداد 1393  :: نويسنده : نیما ظاهری

 ـ  داستان این شعر :

 روزی پادشاهی علما و ادیبان را گرد هم می آورد و از آنها می خواهد تا معنی قسمتی از شعر حافظ : (بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت )، را برایش شرح دهند . هریک از آنها تعریفی از این شعر می کنند ولی ناصرالدین شاه ارضاء نمی شود .

به همین خاطر نامه ای برای وصال شیرازی در شیراز می نویسد و از او تقاضا می کند تا معنی حقیقی این شعر حافظ را برایش باز گوید .

قاصد، نامه را  زمانی که وصال شیرازی تازه فرزندش را از دست داده بود و مشغول انجام مراسم او بود به وی می دهد . نیمه شب وصال شیرازی به سراغ نامه رفته و آن را مطالعه می کند . سپس به سراغ کتاب ابجدی می رود و در می یابد که عدد ابجدی ِ بلبلی برگ گلی با علی و حسن و حسین مطابقت دارد .

 

لذا به پادشاه این چنین با شعر پاسخ می دهد :

 

 صاحبا در حالتی کین بنده غم بسیار داشت           یادم آمد زان کلامی را که شه اظهار داشت

  در خصوص شعر حافظ آنچه پرسیدی زمن            بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

 نیمه شب غواص گر دیدم  به بهر ابجدی                    تا ببینم این گهر آیا چه درّ،  در بار داشت

بلبلی برگ گلی شد سیصد و پنجاه و شش           با علی و با حسین و با حسن معیار داشت

رنگ گل سرخ است اوباشد نشانی از حسین      چون که دروقت شهادت عارض گلدار داشت

 برگ گل سبز است او باشد نشانی از حسن     چون که اندروقت رحلت سبزی رخسارداشت

 بلبلی باشد علی  کز فرقت این برگ  و گل         روز وشب ازهجر ایشان ناله های زار داشت

آن حساب ابجدی ،این هم دلیل حکمتی                         مدعی آیا تواند اندر این انکار داشت









درباره وبلاگ



آرشيو وبلاگ
نويسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 7374
  • تاريخ ايجاد وبلاگ : سه شنبه 7 خرداد 1392 
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 1
  • آخرين بروز رساني : جمعه 30 خرداد 1393